مدیریت ریسک، حذف ریسک نیست — این نه ممکن است و نه مطلوب، چون بازده از پذیرش ریسک میآید. هدف، پذیرش آگاهانه ریسکهایی است که سازمان توان تحملشان را دارد.
تعریف
ریسک مالی احتمال زیان ناشی از عوامل مالی مانند نوسان نرخها، ناتوانی در بازپرداخت یا کمبود نقدینگی است. مدیریت ریسک فرایند شناسایی، ارزیابی، پاسخ و پایش این عوامل است.
انواع ریسک مالی
نوع
منشأ
نمونه
اعتباری
ناتوانی طرف مقابل در ایفای تعهد
نکول مشتری در فروش نسیه
نقدینگی
ناتوانی در تأمین وجه نقد بهموقع
سررسید وام بدون نقد کافی
بازار
نوسان قیمتها و نرخها
نرخ ارز، نرخ بهره، قیمت مواد اولیه
عملیاتی
نقص فرایند، سامانه یا خطای انسانی
تقلب، خطای ثبت، قطع سامانه
قانونی و انطباق
تغییر مقررات یا نقض آنها
جریمه مالیاتی، تغییر قوانین ارزی
فرایند مدیریت ریسک
۱. شناسایی — فهرستکردن ریسکهای محتمل در قالب سیاهه ریسک
۲. ارزیابی — برآورد احتمال وقوع و شدت اثر هر ریسک
۳. اولویتبندی — تعیین ریسکهای بحرانی
۴. پاسخ — انتخاب راهبرد مواجهه
۵. پایش و بازنگری — رصد مستمر و بهروزرسانی
ماتریس ریسکRisk Score = Probability × Impact
نمره ریسک، حاصلضرب احتمال وقوع در شدت اثر. ریسکها بر ماتریسی دوبعدی قرار میگیرند تا اولویت اقدام مشخص شود؛ ریسک کماحتمال اما فاجعهبار (مانند آتشسوزی انبار) نیازمند توجه است، حتی اگر نمره ضربیاش متوسط باشد.
چهار راهبرد پاسخ به ریسک
اجتناب — کنارگذاشتن فعالیت ریسکزا؛ مثلاً عدم ورود به بازاری با بیثباتی ارزی شدید
کاهش — کمکردن احتمال یا اثر؛ اعتبارسنجی مشتریان، تنوعبخشی تأمینکنندگان، کنترلهای داخلی
انتقال — واگذاری به دیگری؛ بیمه، ضمانتنامه، قراردادهای پوشش ریسک
پذیرش — تحمل آگاهانه ریسک، معمولاً با کنارگذاشتن ذخیره احتیاطی
انتخاب راهبرد به نسبت هزینه کنترل به زیان بالقوه بستگی دارد؛ صرف هزینهای بیش از زیان محتمل، خود یک تصمیم نادرست است.
نکته تمایز
ریسک وضعیتی است که در آن احتمال پیامدها قابل برآورد است؛ عدم اطمینان وضعیتی که حتی احتمالها هم ناشناختهاند.
ریسکپذیری (Risk Appetite) میزان ریسکی است که سازمان آگاهانه میپذیرد؛ تحمل ریسک حداکثر انحراف قابل قبول از آن سطح.
پوشش ریسک (Hedging) خنثیکردن ریسک با اتخاذ موقعیت معکوس است، نه حذف آن؛ پوشش ریسک همزمان امکان سود ناشی از نوسان مطلوب را از بین میبرد.
کنترل داخلی ابزار اصلی مدیریت ریسک عملیاتی است؛ کلیدیترین اصل آن تفکیک وظایف است — کسی که پول را نگه میدارد نباید همان کسی باشد که آن را ثبت میکند.