برنامهریزی تولید و زمانبندی عملیات
برنامهریزی تولید پاسخ به سه پرسش است: چه چیزی، چه مقدار و چه زمانی تولید کنیم — بهگونهای که تقاضا پاسخ بگیرد بدون آنکه ظرفیت یا موجودی هدر رود.
سلسلهمراتب برنامهریزی
| سطح | افق | خروجی |
|---|---|---|
| برنامهریزی ظرفیت بلندمدت | چند ساله | تصمیم درباره کارخانه و تجهیزات |
| برنامهریزی جامع | ۶ تا ۱۸ ماه | سطح کلی تولید، نیروی کار و موجودی |
| برنامه اصلی تولید | هفتگی تا ماهانه | مقدار و زمان تولید هر محصول مشخص |
| برنامهریزی مواد (MRP) | هفتگی | زمان و مقدار سفارش هر قطعه و ماده |
| زمانبندی عملیات | روزانه | تخصیص کار به ماشین و اپراتور |
- راهبرد تعقیبی — تولید دقیقاً منطبق بر تقاضا. موجودی کم، اما نوسان نیروی کار و هزینه استخدام و تعدیل بالا.
- راهبرد یکنواخت — تولید ثابت و جذب نوسان با موجودی. نیروی کار پایدار، اما هزینه نگهداری بالا.
- راهبرد ترکیبی — رایجترین در عمل؛ ترکیبی از اضافهکاری، پیمانکاری فرعی و موجودی.
برنامهریزی نیازمندیهای مواد
MRP سه ورودی دارد: برنامه اصلی تولید، فهرست مواد (ساختار محصول) و سوابق موجودی. خروجی آن، برنامه سفارشگذاری قطعات با در نظر گرفتن زمان تدارک هر قلم است. منطق آن تقاضای وابسته است: تقاضای قطعات از تقاضای محصول نهایی محاسبه میشود، نه پیشبینی جداگانه.
قواعد توالی کارها
- اولین ورودی، اولین خروجی — ساده و منصفانه، اما لزوماً بهینه نیست
- کوتاهترین زمان پردازش — میانگین زمان تکمیل و تعداد کارهای در انتظار را کمینه میکند
- زودترین موعد تحویل — حداکثر تأخیر را کاهش میدهد
- کمترین زمان باقیمانده تا موعد — اولویت با فوریترین کار
قاعده کوتاهترین زمان پردازش در بیشتر معیارها بهترین عملکرد را دارد، اما عیب مهمی دارد: کارهای طولانی ممکن است بیوقفه به تعویق بیفتند.
ظرفیت کل سیستم را گلوگاه تعیین میکند — کندترین ایستگاه. بهبود هر ایستگاه دیگری، خروجی کل را افزایش نمیدهد و فقط موجودی در جریان ساخت را زیاد میکند.
پنج گام تمرکز: شناسایی گلوگاه، بهرهبرداری حداکثری از آن (بیکار نماندنش)، تبعیت سایر ایستگاهها از آهنگ آن، ارتقای ظرفیت گلوگاه، و سپس بازگشت به گام اول چون گلوگاه جابهجا میشود.
- تقاضای مستقل (محصول نهایی) پیشبینی میشود؛ تقاضای وابسته (قطعات) محاسبه میشود. کاربرد EOQ برای اقلام با تقاضای وابسته، خطای رایجی است.
- برنامهریزی تعیین «چه و چقدر» است؛ زمانبندی تعیین «چه کسی، کدام ماشین و دقیقاً کی».
- ظرفیت اسمی با خروجی واقعی فرق دارد؛ خروجی واقعی را گلوگاه محدود میکند، نه مجموع ظرفیت ایستگاهها.
- بهرهبرداری صد درصدی از همه ایستگاهها مطلوب نیست؛ در ایستگاههای غیرگلوگاه، این کار فقط موجودی در جریان ساخت میسازد.
واژگان کلیدی
- برنامهریزی جامعAggregate Planning
- برنامه اصلی تولیدMaster Production Schedule
- فهرست موادBill of Materials
- گلوگاهBottleneck
- نظریه محدودیتهاTheory of Constraints